جوان شیشه‌ای 4 روز با جنازه راننده وانتی در زیرزمین خانه‌شان حرف می‌زد تا اینکه پی برد دست به چه جنایت هولناکی زده است.

این قاتل در دنیای توهم راننده 53 ساله‌ای را به بهانه حمل اثاثیه در دام خونین خود گرفتار کرد. روز 27 اردیبهشت‌ماه سال‌جاری مرد جوانی با مراجعه به پلیس اعلام کرد که پدر 53 ساله‌اش از صبح به قصد بارکشی از خانه خارج شده و دیگر بازنگشته است، با توجه به اینکه هیچ اثری از این مرد و وانتش نبود بازپرس شاه‌محمدی از شعبه ویژه قتل اصفهان با انگیزه وقوع یک جنایت وارد عمل شد و دستور توقیف وانت را صادر کرد.

به گزارش عبرت، با این فرضیه علمی بود که ماموران پلیس آگاهی اصفهان همه ورودی‌ها و خروجی‌های شهر را برای ردیابی منصور و خودرواش زیر نظر گرفته و همزمان نیز گزارشاتی را مبنی بر تردد وانت سفید رنگی که احتمالا همان خودروی مقتول بود از منابع اطلاعاتی خود بدست آوردند. در همین رابطه شبکه توزیع بنزین که احتمال مراجعه عاملان قتل به آن وجود داشت نیز زیر نظر گرفته شد تا سرانجام مردی جوان پشت فرمان خودروی وانت شناسایی و در حالیکه قصد بنزین زدن داشت دستگیر شد.

جوان 33 ساله که دارای یک فرزند 6 ماهه است و در پرونده سوابق کیفری‌اش، مصرف مواد مخدر، ایراد ضرب و جرح و فروش کراک نیز دارد در بازجویی‌ها گفت: ساعت 8 شب روز 27 اردیبهشت در حالی که «شیشه» زیاد مصرف کرده بودم به بیرون از خانه رفته و در یکی از مناطق اصفهان جلوی خودروی وانت سفید رنگی را که اقدام به بارکشی می‌کرد گرفتم و از او خواستم تا وسایل مرا به خانه‌ام منتقل کند.

در بین راه وی ایستاد تا مقداری بنزین اضافی را داخل باک خودرو بریزد و در همین زمان بود که تصمیم گرفتم او را از سر راه بردارم و با یک لوله فلزی چندین ضربه به سر و کمرش کوبیدم و چون اطرافم کمی شلوغ بود فورا جسدش را به داخل وانت انداختم و فرار کردم.

وی در ادامه گفت: حالت عادی داشتم و آنچنان سر کیف بودم که ابدا احساس ناراحتی نمی‌کردم، بنابراین بهترین کار را این دانستم که جسد پیرمرد را به زیرزمین خانه ببرم و با او از نزدیک حرف بزنم.
اما به گونه‌ای شد که از این حالت راضی نبودم و مرتب با جسد دعوا و کتک‌کاری می‌کردم، بعضی اوقات با او حرف می‌زدم و سرانجام پس از 4 روز بی‌طاقت شدم و وقتی دیدم که امکان نگهداری پیکر بی‌جان این راننده را ندارم و پی بردم دست به چه جنایتی زده‌ام، جسدش را مثله کردم و با جاسازی کردن داخل گونی نزدیک چهارراه باهنر رهایش کردم.

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 خرداد 1389    | توسط: فریبا - س    |    | نظرات()